كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
945
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
مصرع در دامن شهر تيره بگذاشت و با آنكه زمستان بود و طغيان بارندگى آثار طوفان مىنمود ، آن حضرت پاى دولت در ركاب سعادت آورده به نيت غزا و تسخير ازمير سوار شد « 1 » و لشكر منصور نظم همه شيرمردان روز نبرد * كه از قعر دريا برآرند گرد روان شد و به موجب فرمان حضرت صاحبقران لشكرها كه در قشلاقها بودند ، چون اميرزاده اميرانشاه و اميرزاده محمد سلطان و اميرزاده ابا بكر و ديگر امرا كه با ايشان بودند به صوب ازمير توجه نمودند و چون موكب ظفر شعار نزديك آن قلعهء هرمان آثار رسيد ، از صداى نقاره و برغو و غريو گورگه و كوس و خروش سورن زلزله در كوه و ولوله در گروه افتاد و از كثرت لشكر دشت و صحرا به تنگ آمد و غلغلهء تهليل و زمزمهء تكبير جهان بر چشم بىدينان ازمير تاريك ساخت و حكم جهان مطاع نفاذ يافت كه غازيان ظفرنشان از زير ديوارهاى قلعه كه به سنگ برآورده بودند سنگها بيرون آرند و چوبها به جاى آن نهند و جنگ انداخته نقبچيان مشغول شدند و چند روز كار كرده ديوارها بر سر چوب كردند . مصرع پيوسته روز و شب همه پيكار و جنگ بود و امير شاهملك را فرمود كه در طرف دريا كه سه ركن قلعه در آب بود ، سه پايههاى بلند و چوبها استوار ساخته و به خس و خاشاك راهى پهن كه سپاه منصور بر آن ايستاده جنگ توانند كرد ترتيب داد و ميان دريا و قلعه سدّى بسته راه آمد شد مخالفان مسدود گشت . در اين اثنا ، اميرزاده اميرانشاه و اميرزاده محمد سلطان كه در قشلاق مغنى سياه بودند آغروق را به عهدهء امير شمس الدين عباس گذاشته به موكب همايون پيوستند و به محاربه شتافتند . و سپاه ظفرنشان ، به
--> ( 1 ) . حاشيهء نسخهء ك : « روز شنبه ششم جمادى الأولى » ( ظفرنامه ج 2 ص 337 ) .